درس های تاریخی استقلال Featured

Written by  manager
Rate this item
(0 votes)

کابل باختر ۲۵ اسد
درس های تاریخی استقلال
مفسر سیاسی آژانس باختر می نگارد: درست یک قرن قبل ملت قهرمان افغانستان تحت رهبری غازی امان الله خان شهزاده جوان، کوشا، خلاق ومبتکر که به وطن و مردمش عشق می ورزید، صدای آزادی و استقلال کامل افغانستان را بلند کرد. این صدای آزادی خواهی آنقدرقوی بود که بلادرنگ در همه منطقه و جهان طنین انداز شد.
بزرگترین قدرت استعماری آن زمان که آفتاب در قلمرو امپراتوری اش غروب نمی کرد، راه و چاره دیگری  جز آن که استقلال افغانستان را به رسمیت بشناسد، نداشت. افغانستان در این جغرافیه اولین کشوری بود که استقلال کاملش را حصول کرد. امان الله خان را در این منطقه وحتا جهان به مثابه یک قهرمان بزرگ می دیدند و به ویژه مردمان آزادی خواه نیم قاره هند این شعار را همواره زمزمه می کردند که ( افتخار بر غازی امان الله خان، زنده باد غازی امان الله خان). مطبوعات منطقه و جهان تصویر هایی ازغازی امان الله خان را چاپ و نشر می کردند و در باره قهرمانی های مردم افغانستان مقالاتی می نوشتند.
با حصول استقلال کامل افغانستان یک صفحه جدیدی در تاریخ کشور ما گشوده شد. تفاوت بزرگی که امان الله خان با پادشاهان پیش از خودش داشت، این بود که نشستن بر تخت پادشاهی را به مفهوم گذراندن بیهوده روز وشب تلقی نمی کرد. وی کرسی پادشاهی را  یک وسیله خوش گذرانی نمی  دانست. امان الله خان کرسی پادشاهی را یک امانت و مسوولیت بزرگ ملت می دانست. این پادشاه متعهد برای ادای این مسوولیت بزرگ ملی یک برنامه جامع داشت. بخش اول این برنامه جامع غازی ا مان الله خان، حصول استقلال کامل کشور بود. در این جا یادآوری یک نکته خیلی مهم است او آن نکته این است که افغانستان در درازای تاریخش هرگز مستعمره کدام ابر قدرت استعماری نبوده است. اما درآواخرقرن نوزده و اوایل قرن بیست بنا بر سلسله مجبوریت ها وهمچنان در پی یک بازی بزرگ جیوپلیتیک در منطقه، سیاست خارجی افغانستان تحت کنترول هند بریتانوی درآمد. امان الله خان استقلال کامل افغانستان را به دست آورد و بعد برای تحقق برنامه جامعش آستین برزد. وی می خواست که افغانستان دارای یک دولت مدرن شود.برای ایجاد یک دولت مدرن تدوین قوانین یک شرط اساسی بود و دوره  امانی آغازگر قانون گذاری در کشور شمرده می شود. در بخش های زیادی اصول نامه ها تصویب شد و برای فعالیت نهاد های دولتی اساس و چوکات حقوقی فراهم شد. پیش از وی باور چنین بود که حرف پادشاه قانون است و هر آن چه وی گوید، باید بدون چون و چرا تطبیق و عملی شود. امان الله خان به این باور و منوال نقطه پایان گذاشت و قانون را بر همه چیز تفوق و رجحان بخشید. وی حاکمیت کامل قانون را شرط اساسی توسعه و انکشاف کشور تلقی می کرد. امان الله خان در بخش های مالی، اقتصادی، فرهنگی، معارف، اجتماعی و دیگر بخش ها برنامه های انکشافی داشت. اگر دشمنان داخلی وخارجی جلو تحقق برنامه های وی را نمی گرفتند، باور کامل وجود دارد که امروز افغانستان در جمله کشورهای پیشرفته جهان محسوب می شد و دسش به خاطر دریافت کمک به دیگران درازنمی بود. این وظیفه و مسوولیت ملی هرافغان دانا و هوشیار است که سر در گریبان برد و با خو بیندیشد که چرا برنامه های غازی امان الله خان برای توسعه  و شگوفایی افغانستان عملی نشد. ما باید از ناکامی ها در این بخش درس عبرت بگیریم و صد سال پس از حصول استقلال کشور برای تحقق همان برنامه ها مسوولیت خویش را ادا کنیم. ن. ش.

back to top