03 جوزا 1397

RSS Facebook

اعلانات

خبر های جدید

معین جوانان: جوانان مبتکر و خلاق از سوی آن  معینیت مورد تقدیر قرار می گیرند

معین جوانان: جوانان مبتکر و خلاق از سوی آن معینیت مورد تقدیر قرار می گیرند

کابل 2جوزا باختر داکتر کمال سادات معین امور جوانان وزارت اطلاعات...

نمایشگاه آثار نقاشی هنرمندان افغانی در مرکز بین المللی هند برگزارشد

نمایشگاه آثار نقاشی هنرمندان افغانی در مرکز بین المللی هند برگزارشد

کابل باختر 2جوزا نمایشگاه آثار نقاشی پنج تن از نقاشان معروف...

Youtube Player

khantry design

اعلانات



نوروز نامه آژانس باختر Featured

Written by  manager
Rate this item
(0 votes)

پیام تبریکی ، رئیس و کارمندان آژانس باخترحلول سال نو وبهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی وتجدید طبیعت می باشد ، به تمام  ملت سرفراز و غیور افغانستان تبریک و تهنیت عرض نموده ، سال سرشارازبرکت و معنویت را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شان مسئلت میدارند.  ماری
 

سال آِینده ، سال پایان جنگ خواهدبود

شیخ علی احمد فکور، منجم و ستاره شناس شناخته  شده یی کشورمی گوید سال جدید گرمی را پیشرو داریم ولی خشک یی در راه نیست .
وی که درمورد سال و پیامدهای احتمالی آن با خبرنگارآژانس باخترصحبت می کرد گفت ، سال نو سال سگ نامیده شده و سگ حیوان متحمل ، حوصله مند ، وفادار است.
برمبنای این دریافت ممکن است جنگ پایان یابد وبساط صلح درکشورهموارگردد.
فکورگفت که از لحاظ کشت و زراعت سال خوبی درپیشروداریم اما ممکن به حاصلات سردرختی اندکی آسیب وارد گردد. نالان

حزب الله ناصح

ضیا رفعت

پرتو نادری

نوروز درکشور های تجلیل میگرددکه زردشتی ها درآن زندگی میکردند

 در زمان خلافت عباسی ها از نوروز تجلیل می گردید

امروز 300 میلیون انسان درجهان نوروز را جشن میگیرند

 

نوروز جشن کهن و قدیمی دربحبوحه ای طعن کج نگران وتعبیر سازان فرامی رسد و طبیعت دوباره زند میشود .

آیا نوروز حرام است ؟ یا به گفته ای این جشن باستان بدعت پنداشته میشود؟
خبرنگاران آژانس باختر ، به خاطر دریافت پاسخ های روشن دراین موارد این مسایل را با اهل ادب و فرهنگ و اقشار مختلف جامعه به بحث گذاشته و آن را دنبال کرده اند.
پرتو نادری شاعر ، نویسنده ، پژوهشگر و فرهنگی شناخته شده کشور میگوید ، وقتی بحث اسطوره یی نوروز است مشکل ندارد ولی وقتی که در تاریخ هر قدر این طرف می آییم می بینیم که حساسیت زیاد دربرابر نوروز وجود دارد . یک تعداد افراد متعصب درافغانستان میگویند ، این جشن ایرانی هاست ، این ها درحقیقت جشن یک حوزه تمدنی را به یک کشور می بخشند .وقتی ایران میگوییم ، ما دو ایران رامی شناسیم ، یکی ایران امروز با قلمرومشخص سیاسی ، ودیگری  ایران یا خراسان زمین که یک حوزه تمدنی بزرگ است که به کشور های گوناگون تقسیم شده جشن نوروز ، جشن همین حوزه تمدنی بوده.
به گفته وی، امروز 300 میلیون انسان درجهان نوروز را جشن میگیرند.
نادری بیان داشت ، من فکر میکنم که برخورد با نوروز ازسبب تعصب و نادانی است . بدون تردید نظام و هابیت که درعربستان سعودی است این ها چون با ایران از گذشته ها مخالفت دارند حالا هر چیزی را که فکر میکنند گویا ریشه ایرانی دارد
او رامیخواهند به نحوه ی تکفیر کننداو همچنان افزودکه درافغانستان هیچ گاهی نه دیروز و نه امروز جشن نوروز به حیث یک جشن مذهبی تجلیل نشده این جشن طبیعت است . درزمان حضرت محمد (ص) درزمان خلفای راشدین ، همینگونه درتمام دوره های اسلامی تجلیل میشده است.
او درپایان بیان داشت که یگانه حدیثی را که مخالفان تجلیل از نوروز دراین باره می گویند همان حدیثی است که از انس بن مالک روایت شده است . او میگوید که گویا دو تا عید بوده "همان عید عیسوی ها و یهودی ها "و پیامبر عید عای اسلام را نسبت به آنها برتر می داند ولی آنها را حرام نمی داند.
اما حزب الله ناصح استاد دردانشگاه کابل نوروز را عید مجوسیان میداند و میگویدکه دلیل معقول ومنطقی دراین زمینه این است که نوروز درکشور های تجلیل میشودکه زردشت ها درآن زندگی میکردند.
اومطرح میسازد که از نگاه لغوی نیز واژه نوروز مورد اعتراض است . ما سال نو داریم ، ماه نو داریم ، اما روز نونداریم هرروز نو است .
به باور وی اگر نوروز به عنوان سال جدید جشن گرفته شود از نگاه اسلام اشکال ندارد . اما گفت که نقل قول ها از صحابه وجود داردکه درجشن نوروز اشتراک نکنید.
اما مولوی محمد میرعالم دین برخلاف ناصح میگوید تجلیل از نوروز تجلیل از طبیعت زیبا است که خالق یکتا به بنده گانش اعطا کرده است.
اما او نوروزی بردن و اصراف درمصارف درنوروز را برخلاف شریعت می داند و میگوید اگر از نوروز مطابق شریعت اسلامی گرامیداشت گردد به خیرمردم میباشد به همین ترتیب وحیدالله باشنده مکروریان سوم نیز از جمله کسانی است  تجلیل از جشن نوروز را کارمجوسیان میداند و میگوید " مسلمانان نباید از آئین غیر مسلمانان پیروی کنند."
مگر حکمت الله باشنده کوته سنگی شهر کابل برخلاف وحیدالله نوروز را نمونه یی از فرهنگ پر بار کشور می داند و میگوید : افغانستان دارای فرهنگ و تاریخ کهن است و تجلیل از نوروز ریشه در تاریخ و فرهنگ این مرزوبوم دارد.
اما سید صادق فاطمی ازجمله عالمان اهل تشیع نوروز را فرهنگ اصیل این سرزمین میداند و میگوید که تجلیل از نوروز کدام مشکل شرعی ندارد.
او گفت : تجلیل از نوروز ، تجلیل از طبیعت زیبای خداوندی است و دراین رابطه آیاتی در قرآن کریم نیز وجود دارد.
احمد ضیا رفعت استاد دانشگاه پوهنتون کابل این جشن با قدمت چند هزار ساله میداند که با اندک ترین تغییر رنگ بوی خود را حفظ کرده است.
به باوروی درافغانستان با گذشت زمان ارزش های دینی هم با جشن نوروز ادغام شده است مانند برگزاری مراسم جهنده زیارت گاه حضرت علی درمزارشریف و دامنه کوه علی آباد به این معنی است نوروز انعطاف پذیرهم بوده است .
او گفت که جشن نوروز پیشینه ای 3000 ساله دارد که بنابه روایت ها نوروز درزمان زردشت نیز تجلیل میشده است او میگوید که 538 سال قبل ازمیلاد کورش بزرگ یک روز را بنام نوروز تجلیل میکرد.
رفعت افزودکه در آغاز دوره اسلام به تجلیل از نوروز پرداخته نشده است اما در زمان خلافت عباسی ها از نوروز تجلیل می گردید.
رفعت به تفصیل پیرامون پیشینه نوروز صحبت کرد و مطرح ساخت که درسال 1389 در تهران دبیر خانه ای ایجاد شد که مسوولیت تجلیل از این جشن باستانی را به عهده دارد.
بر بنیاد پیشنهاد جمهوری آذربایجان مجمع عمومی سازمان ملل متحد درسال 1388 جشن نوروز به عنوان روز جهانی عید نوروز به رسمیت شناخت و آن را درتقویم خود جا داد.
به هرحال آنچه گفته آمد ، واضح میسازد که تاریخ و فرهنگ هرکشور بیان سنت ها و ارزش های میباشد که از زمانه های دور درآن کشور وجود داشته است زمانی که گفته میشود افغانستان دارای پنجهزار سال تاریخ و مرکز تلاقی تمدن ها و فرهنگ ها بوده است می رساند که تاریخ این کشور از امروز آغاز نشده داشته های فرهنگی و مدنیت های موجود که دراین کشور وجوددارد از لحاظ تاریخی به ادوار مختلف برمیگردد.

تهیه کننده ها :
شاهپورسروری ،حسین علی افشار ، علی شاداب رحیمی وفردین هژیر
کمپیوتر عبدالمعصوم کوهستانی


مردم افغانستان ازسالهای متمادی با ختم  برج دلوو آغاز برج حوت برای استقبال ازجشن باستانی نوروز آماده گی می گیرند این آماده گی کدام ها اند.
هفت میوه :
برخی دیگر می گوی چون زمین و آُسمان هفت طبقه دارد به همین ترتیب اهل تشیع باوردارند امامت به دورهفتم تمام می شود و هرهفته هفت روز است.
به همین منظور مردم عدد هفت را عدد اقبال وشانس می شناسند.
سمنک : یکی ازمراسم خاص نوروزی می باشد دنیا احمدی درین باب می گویید که از زمانه های قدیم سبزه های نورس را دردیگ می جوشانند شیره این سبزه را دردیگ انداخته چمچه می زدند و آهنگ می خواندند چون آریایان هرسال نو را با تغییرو پیشترفت شروع می کردند ودایم به این عقیده بودند که باید درهربخش نو آوری داشته باشند .
مرزا محمد بدخش می گوید  درگذشته ها در روز نوروز آریایان شرینی به نام سوما تهیه می کردند ومیان خانواده  های خود به رسم نوروزی تقسیم می کردند و به رسم نوروزی بعد ها به خاطرنو آوری درخوراک و نوشیدنی "سمنک " را ساختند تا بیشترخانواده ها باهم نزدیک باشند و درشادی های خود شرکت کنند .

پاکاری و خانه تکانی :
باورها در این است که باید سال نو را باپاکی و صفایی استقال کرد .
صفیه رحیم استاد دانشگاه درین مورد می گوید درقدیم به این فکربودند که باگذشت سال و آغازسال نو باید همه جا پاک شود و خاک و گرد و سیاهی که از زمستان باقی مانده است همه از بین برود و به پیشواز سال نوهمه جارا پاک کنند . تا متباقی سال پاک و نظیف باشد.
سبزی چلو: بیشترین مردم کوشش می کنند که درشب سال نو درکنارسایرپخت و پز های دیگرسبزی چلونیز آماده کنند.
زرمینه مراد خانم خانه درمورد پخت و پز های شب نوروز چنین می گوید: مردم در شب سال نو اقدام به پخت غذاهای خاص می کنند و سبزی چلو نیز از جمله مهمترین و بهترین غذا های این شب است . باورها بیشتردرین است که گویا درخوان سال نو سبزی و جود داشته باشد و تا سال با سبزی و خرمی سپری گردد.
نوروزی: بافرارسیدن نو روز خانواده های که فرزندان شانرا را نامزاد ساخته اند درپی آن می شوند تا نوروزی آماده کنند و به خانه نامزد بفرستند .
جمیله یفتلی درمورد می گوید: نوروزی  یکی از رسم های خاص مردم افغانستان است  و به مکلفیت داماد مبدل شده است . خانواده داماد مکلف است که دراین روز خنچه راترتیب کرده و انواع شرینی، میوه، ماهی بریان شده و جلبی را به خانه عروس ببرند . اکنون این رسم شکل رقابتی را گرفته و هدایای قسمی را نیز شامل می شود که از توان داماد بیرون بوده وباعث ایجاد اختلاف میان دوخانواده می شود.

کالای نو:

مردم آمدن سال جدید (نوروز) را به شگون خوب گرفته لباس های جدید آماده می کنند .
دیوه نادردرمورد پوشیدن لباس نو در روز نوروز می گوید که پوشیدن لباس نو در روز نوروز خوب است ومردم لباس نو را در روز نوروز  به خوشی و سرورمی پوشند و تلاش می کنند ، که درشب نوروز و روزاول سال آنچه اسباب ناراحتی و رنجش می گردد از آن ها فرارکنند .
میوه ترکرده شده :
خوراکیست که درشب سال نو تهیه می شود هفت میوه از هفت میوه متفاوت خشک شده تهیه می شود .
خالده بیکزاد درمورد میوه ترکرده شده درشب نوروز و صرف آن در روز نوروز می گوید  مردم شب سال نوهفت نوع میوه خشک را درآب اضافه می کنند و فردای آنروز که روز اول سال نو "نوروز" است درکنارخانواده نوش جان می کنند و هرگاه از اقارب یا همسایه ها به مبارکی سال نویا نوروز بیایندبه آنها هفت میوه پیشکش می کنند . # تهیه کننده ها : فرشته و مرجیله
فروشنده ها : بازارخرید و فروش میوه خشک کم رنگ است

 

شهروندان: اقتصاد ضعیف نمی گذارد مردم نوروز را آن طوری که می خواهند تجلیل کنند

فروشنده های میوه خشک می نالند که میزان خریدارهای میوه خشک کاهش یافته و خریداران ازقیمت بودن میوه خشک شکایت می کنند.
شهروندان درآستانه یی فرارسیدن نوروز کهن سال قراردارد، میوه خشک فروشان درهرگوشه و کنارشهربساط گسترانیده اند تا بااستفاده ازاین بهانه آنچه آماده فروش ساخته اند به شهروندان عرضه کنند . اما به گفته یی برخی از فروشنده ها  بازاری گرم ندارند .
دیبا سادات، یکی از باشنده گان شهرکابل که به خاطرخریداری میوه خشک به مندوی آمده است می گوید که نرخ میوه خشک بسیاربلند رفته است "ازچند دکان نرخ را پرسیدم نرخ مناسب نیافتم".
اما نقیب الله فروشنده میوه خشک می گوید که نرخ میوه خشک نسبت به سال گذشته کاهش یافته است ."فکرمی کنم وضعیت اقتصادی مردم ضعیف شده است ".
به باور وی درحالی که نرخ میوه خشک نسبت به سال گذشته کاهش یافته برخلاف آنکه به شمار خریدارها افزون گردد، تعداد مشتریان میوه خشک نیز نسبت به سال گذشته قوس نزول یافته است .
درهمین حال خانم حدود 43 ساله که دریکی از مکاتب شهرمعلم است و به خاطرخریداری میوه خشک به مندوی آمده است می گوید : نتوانستم میوه خشک خریداری کنم . "دو ماه می شود معلمان معاش نگرفته اند، مسولان فکرمی کنند معلمان نان نمی خورند".
به هرحال هرشهروند به نحوه یی می نالید از فروشنده تا خریدارازمعلم تا مامور، آن هم در آستانه یی فرارسیدن نوروز باستان.
محراب الدین افسربازنشسته که به خاطرخریداری میوه خشک به مندوی آمده می گوید : هرقدراز نوروز ساده تر تجلیل به عمل آید بهتراست " چون اقتصاد مردم هرروز خراب می شود " .
ازطلا محمد فروشنده ای میوه خشک در بازارمندوی بهای میوه خشک را پرسیدم . او گفت که فی کیلوبادام 900 افغانی ، پسته بدون پوست 1500 افغانی ، کشمش سبز 450 افغانی ، کشمش سیاه 200 افغانی ، شکرپاره 300 افغانی ، چهارمغز600 افغانی کشمش سرخ 150 افغانی و سنجد فی کیلو 130 افغانی عرضه می گردد.
آنچه طلامحمد گفت برخی اقلام میوه خشک واقعأ ازتوان خریداری مامور و معلم ، مستخدم ، دست فروش و... بلند است اما به کسانی که معاش بلند دارند بهایی میوه خشک بلند نخواهد بود. تهیه کننده ها : مرجیله و فرشته


پرتو نادری : نوروز جشن یک حوزه ی تمدنی است

نوروز باستان فرا می رسد، طبیعت جامه عوض می کند، مردم لباس های نو می سازند، خانه ها را تمیز می کنند، سفره ی نوروزی آماده می سازند و ... تا از این جشن تاریخی استقبال کنند. اما عده ی تاریک نگر آستین بالا زده اند، تا این جشن باستانی را حرام بگویند.
آیا چنین است و یا چنین ها را می سازند؟
در این مورد خبرنگاران باختر مصاحبه یی را با پرتو نادری شاعر، نویسنده، و پژوهشگر شناخته شده ی کشور انجام داده اند که به خواندن آن شما را دعوت می کنیم

 

پرسش: تعریف شما از نوروز چه است؟

پاسخ:  نوروز دو سیما دارد، یکی سیمای اسطوره یی و دیگر سیمای تاریخی. نوروز برحساب تعریف بیرونی «روز اول سال است» پیشانی سال. در باور های اسطوره یی که در شهنامه آمده است، جمشید از پادشاهان پیشدادی بلخ، تختی ساخته بود جواهرنشان، و بر آن تخت نشست و دیو ها آن تخت را بر آسمان بلند کردند و او رفت به آذربایجان رسید و تخت را روی تپه ی بلند گذاشتند و او آن جا نشست، تاج جواهرنشان خود را بر سر گذاشت چون خورشید تابید و شعاع خورشید بر تاج و تخت او افتاد و روشنایی بیشتر شد، تا آن زمان نام وی «جم» بود سپس او را جمشید نام کردند. «شید به معنای روشنی و شعاع» هم است. جمشید گفت که این روز را باید همه ساله جشن بگیرید. هم روایتی است که چون از جنگ دیوان برگشت گفت این روز را جشن بگیرید و چیزی که بسیار مهم است از اندرز های جمشید، این است که گفته:« شما به خدای یگانه باور داشته باشید، تن به آب های پاکیزه بشویید و لباس های نو و پاکیزه بپوشید و این روز را همه ساله جشن بگیرید». این ها روایت اسطوره یی است؛ اما واقعیت مسأله این است که نوروز به حساب تقویم جلالی که ملکشاه سلجوقی با ابن سینا و عمر خیام و چند دانشمند ریاضی، حرکت زمین را به دور خورشید محاسبه کردند و برمبنای آن  این جشن رستاخیز طبیعت است در برج حمل قرار گرفت. در گذشته ها آریایی ها سال را به دو فصل تقسیم می کردند: فصل گرما و فصل سرما؛ فصل گرما از نوروز آغاز می شده است، یعنی فصل بذر افشانی بوده و فصل سرما که وقت برداشت محصول است آن جشن مهرگان است. وقتی این دو روایت اسطوره یی و تاریخی را می بینیم به این نتیجه می رسیم که نوروز در همین حوزه ی تمدنی که ما هستیم زمانی به وجود آمده که انسان ها از زندگی بیابان گردی می گذرند و می رسند که باید مسکن گزین شوند و به این مرحله می رسند که باید دست به کشاورزی بزنند. نوروز هیچ گونه وجه مذهبی نداشته که این جشن را به حیث یک جشن مذهبی کسی بخواهد تجلیل کند. در حقیقت جشن رستاخیز طبیعت است و به نظر من نوروز و فصلی که با آن می آید خود نمایانگر یک حقیقت بسیار بزرگی از قدرت خداوند است. ببینید درختی که خشک است شگوفه بار می آورد و همه چیز به حرکت می آید، جشن اعتدال طبیعت است. بنابر این نوروز را همیشه باید به دوگونه دید: یکی آن روایت های افسانه یی است که حالا ساخته اند و بعد که در تاریخ آمده؛ ولی یک مسأله است این که در عرصه ی تاریخ به حمله هایی روبرو بوده باز بعضی پیرایه هایی به نوروز بستند مثلا: گفته شده که نوروز همان روزی است که خداوند آدم را آفرید، نوروز همان روزی است که توفان نوح فرو نشست و کشتی او به ساحل قرار گرفت، نوروز همان روزی است که بر پیغامبر خدا، حضرت محمد(ص) وحی آمد، نوروز همان روزی است که حضرت علی بر تخت امارت نشست. یک مقدار خواستند که این را به مسایل مذهبی پیوند بزنند تا در ذهنیت مردم یک جایگاه مذهبی پیدا کند در حالی که آن گونه نیست.
پرسش: در مقاله یی گفته اید:« در این اواخر هرگاه سرود خوش نوروز از روستا ها می گذرد سنگ بارانش می کنند» همگی نوروز را نمی پذیرند، این تفاوت دیدگاه در مورد نوروز و تجلیل آن از کجا آغاز می شود؟
پاسخ: وقتی بحث اسطوره یی نوروز است مشکل ندارد ولی وقتی که در تاریخ هرقدر این طرف می آییم می بینیم که حساسیت بسیار زیادی در برابر نوروز به میان می آید. یک تعداد افرادی متعصب در افغانستان استند که می گویند این جشن ایرانی هاست، این ها در حقیقت جشن یک حوزه ی بزرگ تمدنی را به یک کشور دیگر می بخشند. وقتی ایران می گوییم ما دو ایران می شناسیم، یکی ایرانی که امروز یک قلمرو مشخص سیاسی است یکی ایران یا آریانا یا خراسان زمینی که یک حوزه ی تمدنی بزرگ بوده که امروز به کشور های گوناگون تقسیم شده و جشن نوروز جشن همین حوزه ی تمدنی است بنا بر این جشن نوروز هم از پاکستان است هم از ایران و تاجیکستان و کشور های آسیای میانه. در سال ۲۰۱۰ آذربایجان بود که پیشنهاد کرد تا جشن نوروز به حیث یک جشن جهانی در سازمان ملل متحد پذیرفته شود و یونسکو هم این را به حیث یکی از میراث های غیر ملموس جهانی ثبت کرد و امروزه بیشتر از ۳۰۰ میلیون انسان در جهان نوروز را جشن می گیرند. من فکر می کنم که برخورد و مخالفت با نوروز برخاسته از همین تعصب و نادانی است که آن را می بخشند به یک کشور دیگر. بدون تردید نظام وهابیتی که در عربستان سعودی است با ایران از گذشته ها یک نوع مخالفت دارند، حالا هرچیزی را که فکر می کنند که گویا ریشه ی ایرانی دارد، او را می خواهند به نحوی تکفیر کنند. این در حقیقت ریشه کن ساختن یک مردم از سابقه ی فرهنگی شان است. در زمان اتحاد شوروی در تاجیکستان این به نام «جشن لاله» برگزار میشد. چون شوروی ها الفبای فارسی را به خط سریلیک در تاجیکستان تغییر دادند و یکبار تمام رابطه های این مردم با گذشته ی تاریخی شان قطع شد. من فکر می کنم یک بخشی از این برخاسته از پروژه های سیاسی است که از طرف عربستان در اینجا اعمال می شود. در افغانستان هیچ گاهی نه دیروز و نه امروز جشن نوروز به حیث یک جشن مذهبی تجلیل نشده. این جشن طبیعی است. در زمان حضرت محمد(ص)، در زمان خلفای راشدین، همین گونه در تمام دوره های اسلامی تجلیل می شده است. امام ابو حنیفه  یک انسان بسیار دور اندیش بود و قدرت بزرگی از تفکر داشت حتا در مورد سوال های فرضی هم پاسخ می داد، حالا سوال این جاست که چگونه امکان دارد امام ابوحنیفه که پیش چشمش نوروز تجلیل می شد هیچ یک حرفی در این باره نزند.
وقتی می گوییم افغانستان کشور دارای پنج هزار سال تاریخ است، تاریخ ما از اسلام شروع نشده قبلا اینجا مدنیت و زندگی جود داشته. تندیس های بودا را تخریب کردند در حالی که کسی او را پرستش نمی کرد، اما یک یادگار تاریخی بود، آیا با تخریب آن اسلام در افغانستان بسیار شگوفا شد؟ منار چکری در کابل و تمام تندیس هایی که در موزیم بود همه را تخریب کردند، باقیمانده را دزدیدند و بردند به پاکستان، آیا با این کارها به اسلام و تاریخ خدمت کردند؟ من فکر می کنم این جا پروژه هایی وجود دارد که می خواهند مردم افغانستان را از تاریخ باز دارند.
نوروز برای مردم افغانستان یک روز همبستگی ملی نیز می باشد که جشن گل سرخ نمونه ی آن است، در گذشته ها از این روز تجلیل می شد و مردم در این جشن با هم می دیدند و تبادل نظر می کردند؛ دوستی و روابط ایجاد می شد. حتا از کشورهای ایران و آسیای میانه هم مردم اینجا می آمدند. حالا ما چرا همین فرصتی را که نوروز می تواند به حیث یک جشن تاریخی بزرگ سبب همگرایی مردم شود، از بین ببریم. این ملت بدبخت که هر روز با مصیبت های فراوان دست و گریبان اند اگر یک شب نوروز را در خانه جشن بگیرند، گناه این در کجاست؟ من فکر می کنم که هیچ دلیل دینی نمی تواند وجود داشته باشد که از نوروز تجلیل نگردد.

 

پرسش: تعدادی از مردم به پیروی اندیشه های افراطی در مخالفت با نوروز استناد می کنند که پیغمبر خدا گفته است:« ما دو عید یا دو خوشی داریم» شما به عنوان یک فرهنگی چه نظر دارید؟
پاسخ: این بحث بسیار گسترده است وقتی که حضرت محمد(ص) به مدینه می رود آنجا مردم را می بیند که شادی می کنند و می گویند ما از گذشتگان خود دو جشن داشتیم و آن را تجلیل می کنیم؛ بعد پیغمبر می گوید:«این جشن های دیگر بهتر است که منظورش دو عید مسلمانان است» نمی گوید آن ها حرام است، می گوید این بهتر است. ولی تحقیقاتی که در این باره وجود دارد می رساند که آن جشن ها، یکی جشن یهود ها و دیگر جشن عیسوی ها بوده همان روزی که حضرت عیسا به باور آنها زنده می شود و به آسمان صعود می کند؛ همان روز را جشن می گیرند. و آن دیگر جشن یهودها است که حضرت موسا قوم یهود را از دریای نیل عبور داد این روز را جشن می گیرفتند.
بعضی از محققان احتمال داده اند ممکن پیغمبر اشاره بر نوروز و مهرگان کرده باشد. که این فقط احتمال است. و پیغمبر در آنجا به آن مردم گفته:«این بهتر است» در این باره بشیراحمد انصاری در مقاله اش به یک آیت قرآن اشاره می کند می گوید: وقتی که حضرت موسا قوم یهود را به این طرف دریای نیل انتقال داد و بعد خود رفت به طور سینا برای راز و نیاز با خدا، برگشت که مردمش از دین برگشتند و حالا بهانه جویی می کنند و می گفتند «ای موسا هرگز بر یک نوع خوراک تاب نیاوریم از خدای خود برای ما بخواه تا آنچه بر زمین می رویاند از قبیل سبزی  و خیار و سیر و عدس  و پیاز برای ما برویاند، موسا گفت آیا به جای چیز های بهتر خواهان چیز پست ترید؟» یعنی وقتی یک چیزی به چیز دیگر بهتر شد، آن دگر بد و ناپسند نمی شود.
و یگانه حدیثی که مخالفین تجلیل نوروز به آن استناد می کنند همین حدیثی است که از انس بن مالک روایت شده است، در ضمن انس بن مالک یک راوی مدلس است.
پرسش: میانه ی شاعران با نوروز چگونه است؟ از دیر باز تا اکنون آیا شاعران در زنده نگهداشتن همین عنعنه نقشی داشتند و دارند؟
پاسخ: در اصل خود طبیعت یک منبع بزرگ الهام برای شاعر است. گاهی شاعر از طبیعت می گوید و باز در اجزای طبیعت می آید و یک وضعیت اجتماعی را بیان می کند؛ یا هم مانند منوچهری خود طبیعت را وصف می کند و دیگر هدفی ندارد:«آن قطره ی باران که چکد بر گل سوری/ چون اشک عروسی ست که افتاده به رخسار» ولی وقتی که بیدل می گوید:«به آهنگ چکیدن بسته محمل/ ز اوج بیخودی یک کاروان دل» ژرف تر بیان می کند که یعنی هر قطره از خود دل و جان دارد. نوروز هم چون فصل حرکت و دگرگونی طبیعت را می آورد، انگیزه یی بسیار خوبی بوده برای شاعران که در این باره سرودند. جدا از آن نوروز نامه کتاب عمر خیام است که در باره چگونگی تجلیل نوروز و این موارد بحث کرده. اساسا شعر خودش از طبیعت بر می خیزد یعنی اولین شعر هایی را که انسان سروده باید در باره طبیعت باشد چون اولین رابطه های ذهنی اش با محیط پیرامونش است.
پرسش: «نوروز» و «شادی» این دو واژه همیشه کنار هم می آیند، شما این ها را چگونه ربط می دهید؟
پاسخ: مردم یک باور دارند که اگر شب نوروز را با خوشی سپری می کنید تمام سال با خوشی سپری می شود. یعنی باور شان این بود و هنوز هم است که اگر نوروز را درست استقبال کنید، سال شما به خوشی سپری می شود. امیدوارم مردم افغانستان از نوروز بهانه یی بسازند برای شادی.

پرسش: شما از نوروز تجلیل می کنید؟

پاسخ: چرا نه؛ ما سمنک جور می کنیم بخیر.
مصاحبه کننده ها: محجوبه احمدی و نویده مرادی.

نیستانی: بنیاد اساس نو روز در بلخ باستان نهاده شده است.

دراین تردیدی وجود ندارد که جشن شکوهمند نوروز جلوه یی از فرهنگ پر باروکهن افغانستان است و درین هم تردیدی نیست که نو روز جشن جهان شمول است وفصل شادمانی طبیعت که از اول حمل هر سال آغاز می یابد وپایان فصل زمستان را اعلام می کند. نوروز را ترویج کننده صلح می دانند.
نوروز را فصل کشت وکار ومیله ها می دانند. اندراین باب گفتوشنود مختصری با  خواجه محمد نیستانی استاد زبان وادبیات دانشگاه کابل انجام داده شده است  که شما را به خواندن ان دعوت می کنیم.
پرسش؟ جشن نوروز از زمان کدام شاه اریایی در افغانستان تجلیل میشد؟
نیستانی : رسم نوروز به آریانای باستان بر می گردد، به حوزه جغرافیایی بزرگ که چهار فصل منظم داشت.بر اساس یک روایت، پادشاه بوده به نام یما یا جمشید که نوروز را روز تجدید طبعیت، روز کشت و کار و روز اول بهار خوانده بود و به مردم دستور داده بود تا آن را با برپایی جشن و پایکوبی تجلیل کنند:
حدود چهار هزار سال قبل تخمین زده می شود. چون در آن زمان سنهء وجود نداشت که سال ها حساب شود، به همان اساس بود که از نوروز حساب می شد. مثلاً یک کسی که ده ساله می شد می گفتند که ده بهار زندگی خود را پشت سر گذاشته یا مثلاً بیست بهار زندگی را پشت سر گذاشته، پس از تخمیناً نوروز از چهار هزار سال قبل به حیث روز خوشی و میله و روز آغاز کشت و کار حساب شده و از همان روز به بعد به انواع مختلف در ادوار مختلف از نوروز تجلیل به عمل آمده و تا به امروز ادامه داشته است.»وی افزود که در ادبیات کهن مثل شاهنامهء فردوسی هم نوروز به دورهء زندگی جمشید بر می گردد.
اما نورا الیزابت ماری بویس یک زبان شناس بریتانیایی به این باور است که موسس نوروز زردشت بوده است.
چرا این روز به نام نوروز یاد می شود. در حالی که هر روز می تواند یک روز نو یا نوروز باشد؟
باز هم استاد نیستانی جواب می گوید :
منجمین و علمای وقت دیدند که نوروز روز بود که شب هم دوازده ساعت بود و روز هم دوازده ساعت بود، هوا هم معتدل شده بود. و ایشان نوروز را به حیث روز نو سال تعیین کردند. بر همین اساس، منجمین دوازده برج را تعیین کردند که بر بنیاد آن دوازده ماه شمسی را نام نهادند و تا هنوز هم همان سال ادامه دارد یعنی تا به سال نو 6139 که از هجرت پیامبر به شهر مدینه حساب می شود.
استاد نیستانی می گوید که بنیاد اساسی نوروز در شمال افغانستان امروز در بلخ باستان نهاده شده زیرا سلطنت یما در آن جا بود. به گفتهء نیستانی نوروز ترویج کنندهء ارزش های صلح و همبستگی میان نسل ها و خانواده هاست و برای یما اساساً ارزش اقتصادی و فرهنگی داشت که تا هنوز هم عمدتاً بر پایهء همین دو ارزش تجلیل می شود.
به گفته نیستانی ارزش اقتصادی نوروز از این سبب بود که کشت و کار از این روز انجام می شد و ارزش فرهنگی آن استوار بود بر جشن ها و میله ها، مخصوصاً میلهء سامانه یک میله بسیار مهم آریایی بود که برای یک شب و روز انجام می شد.
پرسش: از جشن نوروز تنها درافغانستان تجلیل میگردد ویا  در مناطق دیگر هم تجلیل میشود؟
نیستانی :نوروز از کهن ترین ومهمترین رسم آریایی است ، که در میان اقوام وتبار های گوناگون با گسترده گی  وشادمانی بر پا می گردد.گسترده گی این جشن در سرزمین های افغانستان ، ایران ، تاجکستان ، ترکمنستان اذربایجان ، ارمنستان ، بخش های از سوریه ، ترکیه وعراق   برمی گردد.
از جشن  نوروز در شاهنامه فردوسی ، تاریخ طبری وآثار الباقیه ابوریحان البیرونی چندین بار  ذکر شده است.
در زمان خلفایی عباسی نیزاز نوروز تجلیل به عمل میامد .عباسیان گاهی برای پذیرش هدایای مردم را در روز نوروز استقبال  می کردند، با روی کار آمدن سلسله طاهریان ، سامانیان وصفاریان جشن نوروز با گسترده گی بیشتری برگزار می شد تزئین و رنگ خانه برای استقبال از بهار از دیگر رسوم افغان‌ها در روزهای آخر زمستان است و مردها در افغانستان تلاش می‌کنند تا در آستانه نوروز وسایل خانه خود را نو کنند.
تهیه سمنک از جمله رسم‌های قدیمی نوروز در افغانستان است که در بین زنان طرفدارانی زیادی دارد.
سمنک نوعی غذای مخصوص است که از آرد گندم، جوانه گندم، و آب تهیه می‌شود.
زنان افغان از آغاز شب نوروز تا سپیده دم اولین روز بهار به صورت دسته جمعی و خواندن اشعار قدیمی شروع به پختن سمنک که از رسوم قدیمی نوروز در افغانستان است، می‌ پردازد.
جوانانی که هنوز در دوران نامزدی به سر می‌برند و منتظر ازدواج هستند، یک روز قبل از نوروز به همراه هدیه نوروزی برای تبریک سال نو به خانه همسر خود می‌روند.
خانواده‌ پسر (داماد) با هدایایی چون لباس، جواهرات و حنا به همراه غذاهایی مانند ماهی، شیرینی و کلچه‌های متنوع برای تبریک عید و دادن عیدانه به خانه عروس می‌روند.
خانواده عروس هم در مقابل، لباس مردانه و شرینی برای داماد آینده آماده می‌کنند.
خانه تکانی در آستانه نوروز از سنت‌های پسندیده افغان‌ها است

نوروزدر اشعار شاعران

خیمه ی نوروز بر صحرا زدند
چارطاق لعل بر خضرا زدند
لاله را بنگر که گویی عرشیان
کرسی از یاقوت بر مینا زدند
خواجوی کرمانی

بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
در صحن چمن روی دل افروز خوش است
از دی که گذشت هر چه بگویی خوش نیست
خوش باش ومگو ز دی که امروزخوش است
خیام

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
حافظ

بهاری داری از وی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز

گلی کو را نبوید آدمی زاد
و هنگام خزان آید برد، باد
نظامی گنجوی

ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی
چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی
خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی
همرنگ یار مایی یا رنگ از او خریدی
مولانا

رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید
وظیفه گر برسد مصرفش گل است و نبید
حافظ


باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود
تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود

باغ همچون کلبه بزاز پر دیبا شود
باد همچون طبله عطار پر عنبر شود

سوسنش سیم سپید از باغ بردارد همی
باز همچون عارض خوبان زمین اخضر شود

روی بند هر زمینی حله چینی شود
گوشواره هر درختی رسته گوهر شود

چون حجابی لعبتان خورشید را بینی ز ناز
گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود

افسر سیمین فرو گیرد ز سر کوه بلند
باز مینا چشم و دیبا روی و مشکین پر شود

روز هر روزی بیفزاید چو قدر شهریار
بوستان چون بخت او هر روز برناتر شود

عنصری
اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
مولانا

با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز
سنایی غزنوی

نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی
پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی
از بامداد تا به شبانگاه می خوری
وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی
منوچهری دامغانی

چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلۀ  افلاک زرنگار کند
رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لاله‌ زار کند
عبید زاکانی

برآمد باد صبح و بوی نوروز  به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال  همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گُلنار  دگر منقل مَنِه آتش میفروز
چو نرگس چشمِ بخت از خواب برخاست  حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خُرمست ای گل کجایی  که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد  برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت  مَبَر فرمان بدگوی بدآموز
منه دل بر سرایِ عمر سعدی  که بر گنبد نخواهد ماند این گوز
سعدی


نوروز بزرگم بزن ای مطرب امروز
زیرا که بود نوبت نوروز به نوروز
کبکان دری غالیه در چشم کشیدند
سروان سهی عبقری سبز خریدند
بادام بنان مقنعه بر سر بدریدند
شاه اسپرمان چینی در زلف کشیدند
منوچهری

آمد نوروز هم از بامداد
آمدنش فرخ و فرخنده باد
باز جهان خرم و خوب ایستاد
مرد زمستان و بهاران بزاد
ز ابر سیه‌ روی سمن‌وی راد
گیتی گردید چو دارالقرار
منوچهری


جهان از باد نوروزی جوان شد  زهی زیبا که این ساعت جهان شد
شمال صبحدم مشکین نفس گشت  صبای گرم‌رو عنبرفشان شد
تو گویی آب خضر و آب کوثر  ز هر سوی چمن جویی روان شد
چو گل در مهد آمد بلبل مست  به پیش مهد گل نعره‌زنان شد
کجایی ساقیا درده شرابی  که عمرم رفت و دل خون گشت و جان شد
قفس بشکن کزین دام گلوگیر  اگر خواهی شدن اکنون توان شد
چه می‌جویی به نقد وقت خوش باش  چه می‌گوئی که این یک رفت و آن شد
یقین می‌دان که چون وقت اندر آید  تو را هم می‌بباید از میان شد
چو باز افتادی از ره ره ز سر گیر  که همره دور رفت و کاروان شد
بلایی ناگهان اندر پی ماست  دل عطار ازین غم ناگهان شد
عطار

Last modified on سه شنبه ، 29 حوت 1396 ، 11:06

Leave a comment

Make sure you enter the (*) required information where indicated.
Basic HTML code is allowed.