02 عقرب 1396

RSS Facebook

اعلانات

خبر های جدید

Youtube Player

khantry design

اعلانات


تبصره و مرور بر مطبوعات

 

کابل 29 سنبله باختر

امروز 29 سنبله از سالروز شهادت استاد برهان الدین ربانی رئیس جمهوری پیشین کشور رهبر جهاد ومقاومت و رئیس شورای عالی  صلح تجلیل  به عمل آمد.

 استاد ربانی در چنین یک روز، روز بين المللي صلح هدف حمله یک تروریست انتحار کننده مخالف صلح قرار گرفت.

مبصر سیاسی  آژانس باختر مینگارد ،امروزهمگام با گرامیداشت از سالروز شهادت استاد برهان الدین ربانی رئیس شورای عالی صلح هفته صلح ووحدت ملی در کشور آغاز شد. ما در حالی از آن استاد شهید یاد مینمایم که استادربانی اولین و آخرین هدف تروریستان و دشمنان این کشور نبوده قبل از آن شماری زیادی از فرزندان این  کشورکه بااندیشهء والای دینی ومیهنی میزیستند خارچشم دشمنان شدند و در پی توطیه ها ودسایس به شهادت رسيدند. استاد ربانی  یکی از رهروان این  قافله بود و قافله شهدا تاهستی بشریت است وادامه خواهد یافت بدون شک   آنانیکه برای حفظ  غرور ملی  فکر کردند برای رسیدن به اهداف والای انسانی مبارزه نمودند ،برای تامین عدل وانصاف اندیشدند و دردفاع از ارزشهای بلند دینی و اسلامی قرارگرفتند بالاخره دراین راه جان سپردند و به جاویدانه گان پیوستند خود آرام گرفتند مگر برای ما درسهای آموختند.

 استادربانی و همقطاران او برای صلح و ابقاءکشور میاندیشيدند آنها برای وحدت ملی ، تحمل پذیری، عدل وانصاف امن وثبات کار کردند، تلاش نمودند آنها دراین  راه به هیچ چیزی به جز از معنویت فکرنکردند اکنون این سوال به مابرمیگردد مادر قبال خون این  شهدا که برای  مادرس وحدت، محبت،  چنگ زدن به آئین اسلام ، دوری از تفرقه... را دارند چه کردیم. آیا مابرای ملت سازی کاری کردیم ، آیا مااز سلیقه های شخصی خود برای منافع کلی دوری نمودیم؟

هرقطره  خون شهدا برای ما پیام خاصی را میرساند که ماباید  نسبت به آن خود رادر یابیم وآنچه  را منافع مردم حکم میکند عمل نمایم.

خون استاد ربانی و صدها شهید دیگر که رنج و درد و آلام مردم در تار و پود آنها جاگرفته بود این  ها درس و پیام را برای مامیدهد تا خود را از اسارت های ذهنی رهایی بخشیم محدود وکوتاه نظر نباشیم با یک دید گاهء وسیع ،یک افق روشن  برای منافع کلی و همگانی کار نمایم.

 استاد ر بانی وچهره های دیگر مانند او روزهای دشواریها و شرایط پر از فر از و نشیب را سپری نمودند، آرزوداشتند تا صلح و وفاق ، اتحاد همبستگی در این کشور حاکم گردد و همه در زیریک چتر وبرای مادروطن فکر و کار نمایند.  پس برما لازم است تا جایگاه وموضع خود را درروشنایی اندیشه ها این شهدا واضح سازیم، خطوط  رفتار خود را با خط فکری و اندیشه این شهدا عیار سازیم وازآنچه که مایه سوءاست دوري نمایم و به فکر عمران باشیم، با خون وخون ریزی و داع گوییم فراموش نمیشود که كردار ما باعث خواهد شد تا این شهدا قیمت خون شانرا از عملکرد ما طلب نمایند.

 

کابل 28سنبله باختر

جمعه شب، یک شب ناآرام برای صدها عسکر خارجی درپایگاه هوایی شورآب در هلمند بود.

این پایگاه که بعد از پایگاه بگرام و قندهار سومین پایگاه عساکر خارجی در افغانستان است وبیشتر از سوی عساکرامریکایی  و انگلیسی مورد استفاده قرار میگیرد بایورش پانزد ه شورشی مسلح که وابسته به گروه طالبان دانسته شده اند یک شب غیر عادی را سپری کرد. نتیجه این حمله مرگ چهارده شورشی   دوامریکایی ، منهدم شدن شش جت جنگی و آتش گرفتن ذخایر سوختی این پایگاه بود زخمی شدن هشت عسکر وخساره مند شدن دوجت دیگر  مقامات امریکایی خسارات مالی برخواسته ازاین  حمله را صدها ملیون دالر ذکر کردند.واعتراف کرده اندکه طالبان بااین حمله شان دستاورد داشته اند.

به باور اگاهان سیاسی آنچه در شوراب هلمند اتفاق افتاد یک برنامه سنجیده شده وبرنامه ریزی شده بوده است که آموزش برای انجام آن احتمالآ روزها وحتا ماه هارا در برگرفته است  یعنی آماده گی برای انجام آن قبل از تاریخ  اعلام تولید این  فلم فتنه انگیز بوده است .

این آگاهان  براین امرتاکید دارند که حمله شورشیان برشوراب یک برنامه  دقیق و بایک تکتیتک خاص اجرا شد که برنامه ریزی و تطبیق آن خارج از استعداد یک طلاب ومدرس یک مدرسه دینی است بدون شک این حمله از سوی نهادهای استخباراتی منطقه با استفاده از معلومات استخباراتی ، تکنالوژی  و تجهیرات پیشرفته انجام شده است.

یک اگاه مسایل سیاسی میگوید  امریکا میداند که حمله را كي  طراحی نموده ، كي  دستورتطبیق داده و كي اجرا کرده است. مگر درحال حاضر امریکائیان وهم پیمانان شان درائتلاف بین المللی سکوت را ترجیع داده اند و صرف به آن نام یک حمله تروریستی را داده و طالبان را مسبب دانسته اند.

این  آگاه سیاسی که نمیخواهد نامش گرفته شود میگوید یک عامل حمله برشوراب میتوان جاگزین ساختن شبكه حقانی در لست سیاه باشد عامل دیگر حضور شهزاده بریتانیا دراین پایگاه بوده است که اخیرآ به عنوان رهبری کننده دسته یی از پیلوتان انگليسی به هلمند فرستاده شد، طالبان  قبلآ تهدید کرده بودند که این شهزاده انگلیسی را  درهلمند خواهند یافت.

بااین هم این  کارشناس مسایل سیاسی میگویند  که حمله براین  پایگاه نظامی کار دقیق وسازمان یافته از سوی یک  شبکه استخباراتی مشخصاُ آي- آس -آي است.

منابع خبری ناتو در افغانستان نیز براین امر صحه میگذارند که حمله از سوی افراد  صورت گرفت که خوب آموزش دیده بودند.

جنرال کونتر كیتز سخنگوی ایساف به رسانه ها گفته است که حمله کننده گان با مهمات و تجهیزات خوب مسلح بودند وخوب هم آموزش دیده بودند و با دشکستن دیوارو سیم خارداربه اطراف پایگاه  وارد شدند.

 این  جنرال ناتو به جزئیات نمیرود ونمیگوید که این مهاجمان چگونه توان آنرا يافتند که وارد پایگاه شوند ایا تدابیر امنیتی ضعیف بود؟ویا این که برای ورود آنان معامله صورت گرفت و بالاخره چرا چنین یک حادثه در چنین یک پایگاه به وقوع پیوست؟ او میگوید ما نیاز به تحقیق داریم باید انتظار بکشیم و باید از این حادثه درس بگیریم و در رابطه به امنیت سربازان خود اقدام کنیم.

شماری از آگاهان سیاسی این حمله را ناشي از ضعف مدیریتی و ضعف در منبع استخباراتی میدانند که باید به آن پرداخت زیرا درجریان  سال حضور نیروهای خارجی در افغانستان در تمرکز کار حلقات تروریستی  قر ارداشتند و دهها عسکر شان کشته شد مگر هنوز هم آنان به گرفتن درس از حادثه شوراب و حوادث مشابه سخن میگویند.

ازطرف دیگر جاوید کوهستانی آگاه مسایل سیاسی- نظامی میگوید  که حمله برشوراب بیشتر از ضعف های امنیتی صورت گرفته است. بخش شرقی این پایگاه که به سمت یک قریه مخروبه باز ميگردد هدف  تروریستان بود انتحارکننده باانفجار بخشی از دیوار شرقی پایگاه زمینه آنرامساعد ساخت که افراد دیگر وارد پایگاه شوند  قریه مخروبه راه رفت و آمد  مردم است  واین  احتمال وجود دارد که حمله کننده گان قبلاُ اسلحه و مهمات شانرا درهمین قریه مخفی  پنهان ساخته باشند .

 کوهستانی نیز سازمانهایی اسخباراتی منطقه را طراح این حمله میداند.

از گفته های بالا چنین برمیایدکه باز هم آي اس آي درعقب این ماجرا قرارداشته درحالیکه چندی قبل دیوید پتروس رییس سیا میزبان رئیس آي اس آي بود آیاوقت آن فرا نرسیده که به چنین مهمانی  ومیزبانی خاتمه بخشید و در پی واقعیت هابود.

 

شماری از روزنامه های چاپی غیر حکومتی در پایتخت که بدسترس قرار گرفته اند در شماره های امروزی به بحث روز مسایل مختلف سیاسی و نظامی در کشور پرداخته اند و نیز اخبار و گزارش های را در مورد رویدادهای جاری کشور و منطقه نشر کرده اند.

روزنامه آرمان ملی در برگ نخست خبر داده که تولید عسل در بامیان بیش از سه برابر افزایش یافته است.

این روزنامه ها در سرمقاله ای شماره امروزی زیر عنوان، هیزم چيننان بجای تروریستان کشته می شوند، نوشته : ناتو روز گذشته در ولایت لغمان زنان و کودکان بیگناه را هدف حمله طیارات خویش قرار داد. درین حادثه وحشتناک هشت زن و کودک بی رحمانه کشته شدند. این در حالیست که ناتو فقط دو روز پیش با انتشار اعلامیه یی از کاهش پنجاه و سه درصد تلفات غیر نظامیان، در حملات نیروهایش در افغانستان خبر داده است که میتواند مورد سوال قرار بگیرد.

جنگ در افغانستان به اندازه حیران کننده یی خونین و خطرناک شده است و درین درگیری هاي خونین میان دوست و دشمن تفکیکی صورت نمی گیرد.

مردم افغانستان حیران اند که غرب با تجهیزاتی که دارد قادر است یک شی کوچک را در روی زمین ردیابی کند ولی چرا آنها زنان و کودکان را در روی زمین از دشمن مسلح تشخیص داده نمی توانند.

به نوشته این روزنامه : در واقع همه کسانی که در تازه ترین حملات ناتو درولایت لغمان به شهادت رسیده اند زنان و کودکانی بوده اند که برای فراهم آوری چوپ و هیزم های خشک رفته بودند که در آتش سوختند و پاره پاره شدند.

این حادثه هولناک در ولایت لغمان نشان میدهد که ناتو دست به جنایت هولناکی زده است که هیچگونه توجهی شده نمی تواند این روزنامه در مطلبی دیگر به معرفی رییس عمومی روزنامه های وزارت اطلاعات و فرهنگ توجه کرده و از قول مبارز راشدی آورده است که روزنامه های دولتی فقط از مقام های حکومت تعریف و ستایش می کنند.

به همین ترتیب روزنامه آرمان ملی در برگ های دیگری شماره امروز به نشر سایر مطالب پرداخته است.

اما روزنامه انصاف در برگ نخست عنوان کرده که طومار های در خواست صد ها نفر از شهروندان مبنی بر تامین امنیت شاهراه ها، به دارلانشای شورای وزیران و رییس پارلمان، تحویل داده شد و این مطلب را در صفحه دوم دنبال کرده است.

این روزنامه  در مطلبی دیگر زیر عنوان، وقتی پرچم یک متحد استراتیژیک در قلب پایتخت آتش زده می شود. نوشته : " این اولین بار نیست که امریکا در افغانستان با محکوميت های گسترده مردمی روبرو می شود. احساسات ضد امریکایی در افغانستان ریشه های به نیرومندی عمر استمارستیزی این مردم دارد. افغانستان گورستانی امپراتوری هاست. در افغانستان گنجی است که هر قدرت جهانخواری که به امید دست یافتن به آن به این کشور لشکر کشیده است. دست خالی برگشته است. اینجا جای خوبی برای تعبیر رویاهای رنگین استعماگران و جهان خواران نیست به همینگونه روزنامه انصاف در برگ های دیگری شماره امروزی به نشر سایر مطالب پرداخته است.

اما روزنامه ماندگار در برگ نخست عنوان کرده، موج مخالفت ها به برنامه صلح حکومت  و این مطلب را در صفحه ششم شماره امروزی دنبال کرده است. ماند گار همچنان از قول رییس ستاد مشترک ارتش امریکا عنوان کرده: دولت افغانستان " حملات خودی را جدی بگیرد. به نوشته این روزنامه : رییس ستاد مشترک ارتش امریکا اعلام کرد که حملات خود سر و مداوم سربازان و نیروهای پولیس افغان به نیروهای ائتلاف یک تهدید جدی در پیش روی اقدامات جنگی درافغانستان است به نوشته این روزنامه : رییس ستاد مشترک ارتش امریکا در اظهاراتی بی سابقه گفت که دولت افغانستان باید این مشکل را همانند مقام ها و فرماندهان امریکایی جدی بگیرد.

دمپسی گفت: هم ما با این مشکل روبرو هستیم. شما نمی توانید آن را لاپوشانی کنید. ما نمی توانیم خود مان را گول بزنیم که فقط نیاز به تلاش بیشتر داریم تا ازین مشکل عبور کنیم یک چیز باید عوض شود. جنجال برسر " فرار از منزل" عنوان مطلب دیگری می باشد که روزنامه ماندگار در صفحه اول عنوان کرده است.

اما روزنامه هشت صبح سر مقاله شماره امروزی را زیر عنوان معمای حمله ی طالبان به پایگاه باستین نوشته و آورده است: سخنگوی نیروهای بین المللی گفته است که حمله اخیر طالبان به پایگاه " باستین"  در هلمند، خسارات زیادی به این نیروها وارد کرده است. به گفته سخنگوی نیروهای آیساف چگونگی حمله ی طالبان به این پایگاه زیر بررسی کارشناسان این نیروهاست. پیش ازین نیز نیروهای ناتو با انتشار اعلامیه ای خبر داده بود که در حمله طالبان به پایگاه " باستین " که در آن نیروهای امریکایی مستقر هستند، شش جت شکاری نیروهای خارجی از بین رفته و به دو هواپیمای دیگر نیز آسیب جدی رسیده است. گفته می شود که قیمت هر یک از هواپیماهای تخریب شده سی ملیون دالر است.

سرمقاله به همین گونه ادامه یافته و چنین پایان یافته است: کیست که نداند که حتا شعاع هزار متری پایگاه های نیروهای امریکایی از جمله پایگاه " باستین " زیر پوشش امنیتی است. طالبان چگونه توانسته اند ازین پوشش بگذرند، وارد پایگاه شوند و کسی به آنان شک نکند؟ بسیار ضروری است که نیروهای بین  المللی و هم چنین حکومت، درین مورد توضیحات قانع کننده بدهد.

به همین ترتیب سایر روزنامه ها در شماره های امروزی یا به نشر مطالب مشابه ای پرداخته اند و یا دنبال سایر مطالب شده اند. 

 

کابل باختر/ 27/ سنبله

جنرال حمیدگل یکتن از روسای پیشین سازمان استخباراتی پاکستان در این اواخر بار دیگر لب گشود و نسخه دیگری را برای حل به اصطلاح مشکلات در افغانستان ارائه داشته و سفارشات نموده است .

مبصر بخش امنیتی آژانس باختر مینگارد : جنرال حمیدگل نام آشنا در محافل امنیتی و سیاسی افغانستان است بیشتر از او به عنوان یک جنرال گستاخ یاد میشود که باوجود بازنشسته گی در محفل سیاسی پاکستان ظاهر میشود سفارش میدهد توصيه میکند و بعضاً هم درنقش رهنما و هدایت دهنده قرار میگیرد نام این جنرال متقاعد که خود را هرکاره در هر محفل میشمارد با خشونت ، قتل و انفجار درافغانستان گره خورده زمانیکه حرف از کشتار یکاولنگ دربامیان به میان می آید، زمانیکه از جنگهای خونین تحمیلی در کابل سخن گفته میشود،هنگامي از سياست زمين سئخته و قتل عام مردم شمالي تذكر به ميان مي آيد، زمانیکه حرف  بالای قتلهای زنجیره  در کشور  بالا میشود، زمانیکه حرف از ویرانی، ترور ، انفجار، قتل بیوه زنان و اطفال در کشور  زده میشود نام حمیدگل در ذهن ها تداعی گردیده و چهره  خشن و سراپا آلوده  و ملوث وی در دیده ها نمایان میشوداین فرد ماجراجو که به او طراحی ویرانی کابل و معمار  طالبان نام داده اند در پی انکشافات اخیر در کشور  که تغییرات را در رده های رهبری نهادهای امنیتی کشور  به دنبال داشت سفارش های به آدرس دولتمردان افغانستان نمود و گفت باید کسی در رهبری اداره  استخبارات افغانستان ( اداره  امنیتی ملی) قرار گیرد که با اداره استخبارات نظامی پاکستان شناخت عمیق و روابط خوب داشته باشد روابط و گفتگو با مقام ها ی پاکستانی را بیشتر سازد نسبت به هند تمایل نداشته ودر عمل کرد  او استقلال وجودداشته باشد و حرف های دیگر).

این که  چرا جنرال حمیدگل باوجود آنکه سمت ریاست استخبارات نظامی پاکستان و كدام وظيفه ديگري را به عهده ندارد مگر این حق را به خود میدهدتا به آدرس دیگران حرف بزند و برای دولتمردان کشور های دیگر مشوره دهد. اين فضولي بیشتر نمایانگر بی رویی و مداخله گري وي است.

اطرافیان حمیدی گل این جنرال بازنشسته را شخص بیمار یافته اند او تشنه قدرت بوده و در وجود قدرت در جستجو لجاجت، انتقام جویی و ویرانی است باآنکه او رئیس آ ي اس آي نیست مگر او طرفدارانی دراین سازمان بدنام دارد واین نفوذ باعث گردیده تا عطش او برای قرارگرفتن در رهبری آي اس آي  بیشتر گردد.

به باور آگاهان حمید گل با طرح  ها و سخنان بی مفهوم و بی معنا میکوشد برای محافل سیاسی پاکستان وانمود کند که او دانسته تر  از دیگران بوده و بهترین گزینه برای رهبری سازمان استخباراتی نظامی آنکشور  است سازمان که در تلاش است تابه هر قیمت حمایت از القاعده وسایر سازمان های تروریستی و افراطی را حفظ کند. سازمان که طراح صدها واقعه ترور یستی خونین نه تنها، در افغانستان، بل در هندو سایر نقاط جهان حتا خودی پاکستان میباشند.

حمید گل در انجام اعمال وکردار ناپسندش بيشتر از حلقات مذهبی استفاده  ابزار ی میکند و ارتباطات محکمی با چند روحانی افراطی و معامله گر در کشور ش دارد که دین و سیاست را به یک پیشه و  تجارت تبدیل نموده اند.

 حمید گل شیوه های استفاده از این روحانیون  ظاهري را خوب میداند و از آنان زیره کانه استفاده میکند مصروفیت حمید گل با این حلقه زمنیه آنرا مساعد ساخته تا حمید گل مداخله پاکستان را در افغانستان وهند جنبه دینی دهد و دامنهء آنرا به مساجد ومدارس برساند.

امروز اگر لشکر طیبه شامل لست سیاه میگردد دگر حافظ سعید و شبکه حقانی به این لست افزوده میشوند فراموش نشود که همه اینها پرورش یافته های حمید گل اند، بهتر است تانهادهای بین  المللی اول به داد این تروریست پرور برسند و صدای اوراکه بوی نفرت و انزجار ازآن بیرون میشود خاموش سازند.

از طرف دیگر حکومت پاکستان که از همکاری و همسایگی نیک سخن میگوید و عضو جامعه بین المللی بوده و متعهد به امر عدم دخالت درکشورهای دیگر است چرا این فرصت و زمینه راا ز  یک جنرال بازنشسته مگر لجوج و عقده یی نمیگیرد که با الفاظ تحریک آمیز و مداخله گر راه وروش حکومتداری را برای دیگران که استقلالیت و جسارت خود را دارند میاموزد بهتر است در گام اول حمیدگل به حال خود و اطراف خود فکر کند ودریک کلام خود و صلاحیت خود را بشناسد و از طرف دیگر حکوت پاکستان این حق را از یک شهروند خود که حدود کاری و صلاحیت وظیفوی او به صفر ضرب  میشود بگیر د که باعث متشنج شدن روابط میان مردمان دوکشود میگردد.