22 سرطان 1399

RSS Facebook

اعلانات

خبر های جدید

روند  توزیع مواد خوراکی به پنجصد خانواده در لوگر آغاز شد:

روند توزیع مواد خوراکی به پنجصد خانواده در لوگر آغاز شد:

پل علم / ۲۱ سرطان/باختر روند توزیع مواد خوراکی به پنجصد...

مردی چهارعضوخانواده اش را درفاریاب به قتل رساند

مردی چهارعضوخانواده اش را درفاریاب به قتل رساند

میمنه /21 سرطان/ باختر یک مرد درشهرمیمنۀ فاریاب زن،دوپسرویک دخترش...

Youtube Player

khantry design

اعلانات

تبصره و مرور بر مطبوعات

کابل/  ۳۱   ثور/  باختر
طالبان عامل وقایع اخیر تروریستی در کشوراند و نباید با پرده پوشی بر جنایات برخاسته از سوی این گروه در حق مردم افغانستان بی انصافی شود.
مفسرآژانس باختر می نگارد؛ شورای امنیت ملی می گوید که طالبان در اپریل سال روان میلادی بیش از ۱۴۰ غیرنظامی را کشته اند و ۲۷۵ فرد ملکی دیگر را زخمی کرده اند،.
این گفته ها در حالی بیان می شود که افغانستان  در روز های پسین شاهد،وقایع اسفبار تروریستی و تحرکات مسلحانه طالبان و یا به تعریف دیگر داعش بوده است
حمله بر یک شفاخانه در کابل و کشتار بیماران و نوزادان در این شفاخانه، حمله هراس افگنانه بر نمازگذاران در خیوه ننگرهار، حمله انتحاری بر تاسیسات دولتی در گردیز پکتیا و کشتار غیر نطامیان، حمله انتحاری بر یک مرکز فرهنگی در غزنی٫تحرکات مسلحانه در تخار ، کندز، قندهار... نمونه هایی از عملکرد طالبان است که به قیمت جان شماری از هموطنان ما تمام شد.
به جز ازحمله بر شفاخانه یی در کابل و حمله بر نماز گزاران در خیوه ننگرهار، در سایر حوادث طالبان فخر فروشی کردند وادعا مسوولیت کردند.
مقام های امریکایی که وارد توافق صلح با طالبان شده اند و در این روز ها سخت مصروف   برنامه ریزی برای انتخابات ریاست جمهوری در کشور شان اند  و سیر انکشافات در افغانستان به برگه پیروزی در این انتخابات مبدل شده است با وارخطایی، طالبان از این حوادث برائت دادند وبه سوی داعش انگشت گرفتند.
در حالی که همه حوادث با شیوه های تروریستی همراه بود،حمله هایی که در کابل و یا خیوه انجام شد،انتحاری بودند در حالی که در غزنی و گردیز هم حوادث با حمله های انتحاری شکل یافت  و به این ترتیب میان داعش و طالب فرقی وجود ندارد.
امریکا با طالبان وارد صلح شده است ، مگر قسمی که دیده می شود طالبان نه  تنها که،خشونت ها را کاهش نداده اند بل آن را بیشتر کرده اند وبه این ترتیب در پی امتیاز گیری اند.
این گفته های یک مقام امریکایی که گفته است (توافق ایالات متحده و طالبان حمله ها و تحرکات نظامی این گروه را در بر نمی گیرد.) به طالبان جسارت بخشیده است .
در حالی امریکا جمع جامعه جهانی باید برای اعاده صلح درافغانستان کار بکنند و این زمانی ممکن است که خشونت در هر سطحی که باشد و هرکی عامل آن باشد باید تقبیح شود و در برابر عاملان آن ایستادگی شود
مردم افغانستان صلح را از هیچ کشوری گدایی نمی کنند مگر از جامعه جهانی می خواهند که در برابر مردم افغانستان مسوولیت پذیر باشند، آتشی که امروز در افغانستان افروخته شده است مردم این کشور عامل آن نبوده اند این کار خارجی و بخشی از رقابت بیرونی در افغانستان است که باید مسوولانه آن را خاموش کنند.
اگر ما میان داعش و طالبان و یا القاعده و گروه های دیگر هراس افگن فرق قایل شویم این  یک خود فریبی است زیرا هراس افگن خوب و بد وجود ندارد و اگر بخواهیم برای خود راه  بیرون رفت از معضل جستجو کنیم در چنین حالت هم باید با منطق و تعقل عمل کنیم
شیوه  و عملکرد گروه های هراس افگن یکی است، هر دو در حمله های شان از انتحاریان ،بمب و گلوله استفاده می کنند، پس چگونه می توان میان آنان فرق قایل شد، بر عملکرد یک طرف انگشت گرفت و از دیگر را پرده پوشی کرد.
آنانی که سال ها درافغانستان با شعار مبارزه با هراس افگنی جنگ کردند،باید بدانند که همسویی و حرکت منفعتی و یا مصلحتی با گروهی که سه ماه پیش هراس افگن خوانده می شد، نه تنها صلح درافغانستان بل صلح را در منطقه وجهان تهدید می کند.
حرف دیگر متوجه گروه طالبان است،این گروه باید به گفته های اخیر ترامپ رییس جمهوری امریکا توجه داشته باشند،ترامپ به صراحت گفته است که طالبان به خاطر دالر امریکا جنگ کرده اند و حتا حالاهم حاضر نیستندکه امریکا از افغانستان خارج شود زیرا با خروج امریکا طالبان عواید پولی شان را از دست می دهند.
طالبان از این گفته ها چه تعبیر دارند؟
تعبیر مردم افغانستان این است که ترامپ با این گفته ها طالبان را یک گروه منفعت طلب مادی معرفی کرده است که برای پول جنگ می کنندو زود اجیر می شوند.
اگر به عملکرد و رفتار کشور های بیرونی در طول سال های اخیر در افغانستان توجه کنیم همه برنامه و عملکرد این کشور بر محور منافع خودی شان و زمین گیر کردن رقبای شان بوده است.
امریکا امروز، طالبان را مطیع دالر معرفی می کند و اگرامروز، روسیه با طالبان سر شور می دهد به خاطر استفاده این گروه در برابرداعش است و به همین ترتیب هر کشوری برنامه و اهداف خود را دارند.
جنگ جاری در افغانستان جنگ منافع و جنگ تضاد منافع است، چه خوب است که افغانان صرف نظر از وابستگی های سیاسی و سمتی در محور منافع ملی گرد هم آیند و به ماجراجویی هایی پاسخ گویند که خارجی ها بر آنان تحمیل کرده اند. تحلیل سیاسی

کابل/ ۳۰ ثور/ باختر
این گفته های مسوولان ارشد امنیتی افغانستان که می گویند؛ طالبان روابط خود را با گروه‌های تروریستی بین‌المللی توسعه داده اند باید با جدیت دنبال شود.
مفسر آژانس باختر می نگارد؛ روز گذشته مسوولان ارشد امنیتی کشور در یک نشست خبری  گفتند که طالبان رابطه شان را با گروه های هراس افگن بین المللی و به صورت مشخص با القاعده نه تنها که قطع نکرده اند بل آن را توسعه داده اند.
قطع رابطه با گروه هراس افگن بین المللی منجمله القاعده ٬یکی از شرایط توافق صلح امریکا با طالبان است که در حوت سال پار امضا شد.
طالبان تعهد سپرده اند که دیگر با گروه های هراس افگن بین المللی سر و کار نخواهند داشت مگر گفته های مسوولان ارشد امنیتی افغانستان و گفته های نهاد های معتبر بین المللی و حتا نظامیان ارشد امریکایی نشان می دهد که طالبان به این تعهد شان نه پرداخته اند ٬ نه تنها که با گروه های هراس افگن بین المللی رابطه شان را قطع نکرده اند بل گرمتر از گذشته در کنار این گروه ها اند.
ضیا سراج سرپرست اداره امنیت ملی افغانستان می‌گوید؛ «روابط طالبان با گروه‌های تروریستی بین‌المللی در تناسب به گذشته چند برابر افزایش یافته است. آنان [طالبان] با القاعده، تحریک اسلامی ازبکستان، تحریک اسلامی ترکستان شرقی، لشکر طیبه و دیگر گروه‌های تروریستی روابط برقرار کرده‌اند. طالبان در تلاش هستند که از این گروه‌ها برای جنگ افغانستان نفع بردارند که ما مثال‌های آن را در هلمند، بدخشان، پکتیا، پکتیکا و دیگر ولایت ها داشتیم»
مساله ادامه رابطه طالبان با گروه های هراس افگن درست زمانی مطرح می شود که شورای امنیت سازمان ملل در اواخر سال گذشته هجری خرشیدی در گزارشی از ادامه رابطه طالبان با القاعده سخن گفته بود.
در گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد، واضح شده بود که هنوز هم گروۀ القاعده با طالبان در افغانستان رابطه دارند.
بربنیاد این گزارش، اعضای القاعده می‌خواهند حلقه‌‎هایی را از میان طالبان و فرماند‌هان این گروه، در برابر گفت‌وگوهای صلح در افغانستان تشویق کنند.
در بخشی از این گزارش آمده‌ است: «بسیاری از گروه‌های هراس ‌افگن در افغانستان به ‌گونۀ گسترده با طالبان و القاعده رابطه دارند... در حدود هشت تا ده هزار هراس‌افگن خارجی به‌شمول جنگجویان داعش در افغانستان حضور دارند. شمار بزرگ این جنگجویان در همسایگی افغانستان استند و بیشترین آنان پاکستانی استند.»
در همین حال یک نظامی ارشد امریکایی گفته است که طالبان روابط نیرومندی با شبکۀ القاعده دارند.
جنرال دیوید پترویس  که مدتی  قومندان عمومی نیروهای بین المللی در افغانستان بود در مقالۀ مشترکی با ونس سرچوک، یک کارشناس امور امنیتی امریکا، نوشته‌است که طالبان در تلاش اند تا با بیرون شدن تمامی نیروهای امریکایی از افغانستان، حکومت این کشور را سرنگون کنند.
جنرال پترویس در این مقاله که در واشنگتن پست چاپ شده است٬ گفته است: «تعهد طالبان برای استفاده نشدن خاک افغانستان، به معنای قطع رابطه آنان با القاعده وهراس‌افگنان دیگری که از پناهگاۀ امن در پاکستان سود می‌برند، نیست.
او هشدار داده است: «یک توافق صلح که این خطر را نادیده بگیرد، معنای چندان نمی‌دهد. طالبان باید اراده شان را به قطع رابطه با گروه‌های هراس‌افگن و همکاری فعال با امریکا برای جنگ با هراس‌افگنان نشان دهند.»
حرف های زیادی در مورد رابطه القاعده و طالبان وجود دارد٬ به باور کارشناسان نظامی طالبان در گام نخست به نیروی انسانی این گروه ها و در گام بعدی به استفاده از امکانات پولی این گروه ها  و سود بردن از رابطه یی که این گروه ها با سازمان های استخباراتی در کشورهای مختلف دارند٬ چشم دوخته اند.
این نشان می دهد که طالبان قصد ندارند تا رابطه شان را با این گروه قطع کنند٬ زیرا در موجودیت این گروه ها می توانند از جامعه جهانی بیشتر امتیاز گیرند.
طالبان به این باور اند که القاعده یک سازمان متشکل از افرادی است که در مناطق مختلف جهان ریشه دوانده اند و به دلیل حس انتقام که در میان افراد این گروه در برابر امریکا وجود دارد٬ می توانند از افراد وابسته به القاعده خوب استفاده کنند.
از دید کارشناسان از جانب طالبان هیچ تمایل روشنی مبنی بر فاصله گرفتن از القاعده به چشم نمی خورد زیرا طالبان سنت گرا به رهبر مقتول و افراد وابسته این گروه دید سنتی خرافاتی دارند و به عنوان وارثین یک شهید به افراد القاعده نگاه می کنند و آماده همکاری و پناه داند به افراد این گروه اند.
به این ترتیب القاعده، از کارآیی چشمگیر و تاثیرگذاری بر طالبان برخودارد است 
دیگر این که٬ ارتباط شبکه یی طالبان و القاعده و دیگر گروه های تروریستی در افغانستان و سایر مناطق جهان، بدون دخالت قدرت های بیرونی و سازمان های استخباراتی و اطلاعاتی بزرگ، امکان پذیر نیست. این پیوند شبکه یی در واقع به قدرت های بزرگ حامی تروریزم در منطقه و جهان، امکان می دهد تا به سادگی، پروژه تروریزم را مدیریت کنند و اهداف مورد نظر خود در این پروژه را به کرسی بنشانند.
بدون شک رابطه طاالبان و القاعده هم از یک مکان مدیریت می شود که امریکا و متحدینش  که حالا وارد تفاهم صلح با طالبان شده اند باید این مساله را مدنظر داشته باشند.
تحلیل سیاسی


 

کابل / ۲۹ ثور/ باختر
محمد اشرف غنی رییس جمهوری اسلامی افغانستان و داکتر عبدالله عبدالله رهبر دسته انتخاباتی ثبات و همگرایی روز گذشته توافق نامه سیاسی امضا کردند و به این ترتیب به تنش چند ماهه سیاسی ناشی از انتخابات ریاست جمهوری پایان دادند.
مفسر آژانس باختر می نگارد؛ کشور بعد ازانتخابات ریاست جمهوری که در میزان سال پار برگزار شد دچار یک تنش سیاسی شد . دسته ثبات و همگرایی که از سوی داکتر عبدالله رهبری می شد نتایج انتخابات را نپذیرفت و دست به اقدامات موازی با دولت زد،این دسته انتخاباتی ،ادعای تقلب در انتخابات مطرح کرد. آشفتگی سیاسی ناشی از اعلام نتایج انتخابات باعث ناهنجاری زیادی در کشور شد.
روند سیاسی حل معضل افغانستان عملا با بن بست مواجه شد،کار زار مبارزه با ویروس کرونا که معضل حاد صحی و اجتماعی در کشور است با چالش های مدیریتی همراه شد، در کنار این معضل، وضعیت آشفته سیاسی، طالبان را برای گرفتن امتیاز در میدان جنگ و سیاست جسور تر کرد،ادامه اختلافات سیاسی موجب آن شد تا از اعتبار افغانستان درصحنه ملی و بین المللی کاسته شود در داخل مردم نسبت به سیاست ورزان بی باور شدند و دربیرون از کشور بی اعتمادی نسبت به آینده افغانستان چنان بالا گرفت که حتا بخشی از کمک های جهانی با افغانستان یا به حالت تعلیق در آمد و یا که قطع شد. ادامه این وضعیت، بر کسب و کار و اقتصاد کشور نیز اثر گذاشت و فقر در کشور بیشترشد واضح این که، اختلافات کشور تا سطح یک بن بست سیاسی و حتا بحران پیش رفت. مگر تحولی که دیروز رخ داد ،به انتظار مردم پاسخ مثبت داد،با امضای توافق سیاسی، کشور از یک مرحله دشوار سیاسی عبور کرد،این توافق پایان تنش و به معنای استقبال از روز های خوش است. بر اساس توافق‌نامه سیاسی، مسوولیت‌ها و فرصت‌ها در حکومت آینده میان تیم ثبات و همگرایی و دولت ساز، به صورت برابر در نظر گرفته شده است و به خاطر جلوگیری از تصمیم‌های انفرادی پیرامون مسایل کلان کشوری، شورای عالی دولت تعریف شده است که تصمیم‌گیری‌های کلان با تشریک مساعی رهبران سیاسی و بزرگان افغانستان صورت گیرد.
توافق سیاسی درداخل و خارج از کشور با دیدگاه های متفاوت دنبال شده است، شماری با بی باوری و شماری هم با امید آن را دنبال می کنند، روی شکل و محتوای این توافق هم دیگاه متفاوت است. مگر شرایط و اوضاع حساس کنونی از ما می طلبد که با جسارت و دید کلی وارد عمل شویم، شرایط و زمان ازما می خواهد که بحث همکاری و هماهنگی رابرای مدیریت بحران جاری در کشور اولویت بدهیم، زمان آن نیست که ما روی قدرت تمرکز داشته باشیم .
بحث ضروری،بحث مدیریت بحران و بحث حفظ جمهوریت است، از دید مردم امضای توافق سیاسی یک عقب نشینی نیست بل یک جسارت برای پیشرفت است. نباید به تفاوت ها، شکلی نگاه کنیم،بل ضرور است به زمان ،شرایط ونیاز ها توجه شود، ما باید متحد و هماهنگ ،در یک حرکت واحد برای حفظ جمهوریت حرکت کنیم و این از مسیر درک وتحمل امکان پذیر است. امضای توافق سیاسی فرصت های زیادی برای تقویت موضع مردم و نظام در روند سیاسی و نظامی ایجاد کرد که باید این فرصت تقویت شود و برای عملی شدن آن زمینه سازی شود. تحلیل سیاسی

کابل/  ۲۸  ثور/  باختر
در حالی که گروه های هراس افگن،فعالیت های خشونت بار شان را از نام و آدرس دین توجیه می کنند اما علمای اسلام  حملات انتحاری و قتل نا حق را عمل نا روا و حرام قطعی می دانند.
مفسرآژانس باخترمی نگارد؛در هفته گذشته در حمله های هراس افگنانه در لغمان، کابل، ننگرهار و پکتیا شماری از هموطنان جان شان را ازدست دادند.
این حمله ها با کشتار بیماران و خانم هایی در حالی زایمان، نوزدان، نماز گزاران و سرباران دولتی همراه بود که برای آرامش مردم تلاش دارند.
گروه هایی که عامل این حوادث اسفبار شده اند به خود هویت و القاب دینی بخشیده اند ، برای رسیدن به اهداف شان هم شعار های دینی می دهند و جنگ شان را جهاد نام گذاشته اند ، حمله های انتحاری را که از دید علمای دین عمل جز خودکشی و قتل نفس چیزی دیگری نیست حمله های استشهادی می دانند.
به تعقیب حوادث هفته گذشته ،علمای دینی حوزه غرب کشور،علمای ولایت های کابل ،ننگرهار،بلخ... در گردهمایی و مجالس مذهبی صریحا گفتند که حمله های انتحاری با ارشادات دینی در تضاد است و اسلام قتل یک بیمار و یا یک نوزاد و یا شرکت کنندگان مراسم تشیع جنازه  و در کل قتل بیهوده و نا حق را عمل نابخشنودی دانسته است.
این علما تاکید کرده اند جنگ کنونی درافغانستان بر اساس دلایل و نصوص دینی حرام قطعی است.
آنان به صورت واضح گفتند که حملات انتحاری از نگاه اسلام حرام است؛ زیرا در نتیجۀ حملات انتحاری، همزمان چند گناه کبیره انجام می شود در گام اول ،انتحار خود کشی است وخودکشی که از نگاه اسلام حرام است.
از دید علمای دین، زندگی از سوی خداوند(ج) به انسان بخشش شده است، پس یک انسان صلاحیت گرفتن حق زندگی هیچ انسان دیگر را ندارد، حتی اگر مسئلۀ زندگی خودش نیز باشد؛ زیرا انسان مالک نفس و زندگی خود نمی باشد، مالک زندگی وى الله متعال است.
همچنان کشته شدن دیگر انسان هاى بیگناه به اثر انجام دادن حملۀ انتحاری، که از نظر اسلام گناه کبیره گفته شده است و استفاده از انسان که اشرف المخلوقات است به مثابه وسیلۀ جنگی، توهین به انسانیت شمرده می شود.
حمله انتحاری دو گناه دارد،یکى گناه خودکشی و دیگرى گناه کشتن انسان های دیگر. در این مورد در قرآن کریم، آیات،ارشادات و احکام صریح وجود دارد.
با آن که اسلام به عنوان کامل ترین دین ،تمامی امور زندگی انسانان را  در قرآن که کلام الهی و قانون زندگی بشری است و همچنان در چوکات شریعت اسلامی تعریف کرده است، معیار های جهاد را واضح کرده است مگر  هستند حلقاتی که  دین و شریعت را ابزار می سازند و از آن برای مقاصد سیاسی و گروهی شان استفاده می کنند و شنیع ترین اعمال را ضبخه دینی می دهند و از دید خود آن را توجیه می کنند.
ورنه حمله بر عبادتگاه یک اقلیت دینی که نظام اسلامی مکلف به دفاع از آٖنان است چگونه توجیه می شود و یا هم حمله بر یک زایشگاه و قتل عام بیماران در حالی زایمان و کشتار نوزدان، و کشتار نماز گزاران که در مراسم تشیع جنازه یک برادر مومن شان گرد آمده اند تا نماز جنازه او را که فرض از جانب خداوند حکیم است بجا آورند،چگونه می توان آن را عملی درچوکات دساتیر و توصیه های دینی تعریف کرد؟
اسلام دین مشوره، دعوت و تفاهم است،این دین انسان ساز است و برای بشریت جز نجات از گمراهی و رهنمایی به سوی خوبی و نیکی و دوری از بدی پیامدی دیگری ندارد.
آنانی که دین و شریعت را ابزار می سازند و اعمال زشت و شنیع را مانند انتحار و انفجار، قتل بیمار و نماز گذار را توجیه های دینی می دهند، در حقیقت با دین بازی می کنند  و آن را وسیله برای اهداف خود مبدل می کنند که این کار جز منافقت و دشمنی با دین و شریعت چیزی دیگر بوده نمی تواند.
گروه های هراس افگن باید بدانند که نمی توانمند خود را در عقب  القاب و شعار های اسلامی  پنهان کنند  و مردم را فریب دهند.
بهتر است که به  گفته و فتوای های علمای دین که از منابع و مراجع معتبر دینی صادر شده است گوش دهند و دیگر به نام انتحار، جهاد و یا شعار های دیگر مسلمان کشی نکنند.
افغانستان دار الحرب نیست، شاید چند روحانی قلابی در پاکستان که بیشتر وابسته به استخبارات کشور خود اند چنین یک فتوای کاذب داده باشند٫ مگر مراجع معتبر از مفتی اعظم سعودی تا جامعه الازهر در مصر، شورای علمای اندونیزیا،علمای ترکیه و اردن، اعضای شورای مسلمانان هند ومراجع دیگر به صراحت گفته اند که افغانستان دارالحرب نیست و جنگ در این کشور جایر نیست.
پس بهتر است که این گروه ها به خود آیند و با منطق فکر کنند.
به عملکرد شان یک بار دیگر نظر اندازی کنند و دریابند که برای چه می جنگنند و چرا خود ودین اسلام را که دین دعوت گر است به ابزاری مبدل کرده اند که از آن سازمان های استخباراتی و کشور های سود میبرند که با اسلام دشمنی دارند.
کشتار مسلمانان و انسان های بی دفاع جرم سنگین است که هرگزبخشش ندارد. تحلیل سیاسی

JPAGE_CURRENT_OF_TOTAL